جمله پند آموز
ارزش هر کس به قدر خرد اوست
هشیاری،به معنی اگاه بودن می باشد. هشیاری داشتن یعنی اگاهی داشتن از تمامی احساس ها،ادراک ها،خاطرات، و احساساتی که در هر لحظه از زمان روی می دهند . انسان ها بیشتر عمر خود را در حالت، هشیاری-بیداری می گذرانند
و هر روز بین خواب و بیداری دور می‌زند. در طول خواب از محیط اطراف خود کمتر آگاه می‌شویم .گو اینکه کاملاً بدون پاسخ نیستیم. وقتی خواب می‌بینیم در دنیایی خیالی زندگی می‌کنیم، جایی که رویدادهای غیر ممکن امکان پذیر به نظر می‌رسد. چرا ما این دوره‌های هشیاری تغییر یافته را داریم؟(کالات ،۱۳۸۶). این ادعا وجود دارد که هشیاری چنانچه ما امروزه آن را می‌شناسیم رشد تاریخی اخیر است که بعد از دوران هومر ایجاد شده است(جاینس ،۱۹۷۴). بر اساس این دیدگاه، انسانهای اولیه، کسانی که در جنگ‌های محلی شرکت می‌کردند خودشان را به عنوان فرد درونی یکپارچه از تفکرات و اعمال، حداقل به صورت امروزی تجربه نمی‌کردند. سایرین مطرح کرده‌اند که حتی در دوره کلاسیک، هیچ کلمه معادل هشیاری در یونان باستان وجود نداشته است(ویلکس ،۱۹۸۴،۱۹۸۸، ۱۹۹۵). با شروع دوران مدرن جدید در قرن هفدهم هشیاری مرکز تفکر پیرامون ذهن شد.


کلمات هشیار و هشیاری اصطلاحاتی هستند که گسترهٔ متنوعی از پدیده‌های ذهنی را پوشش می‌دهند. اما در معانی گوناگونی به کار برده می‌شوند. و رنج صفت هشیار ناهمگن است و برای هر دو مورد کل موجود زنده-هشیاری مخلوق- و نیز برای حالتها و فرآیندهای روانی خاص- حالت هشیاری- به کار می‌رود(روزنتال ،۱۹۸۶؛ گنرو ۱۹۹۵؛ کاروترز ،۲۰۰۰). هشیاری شامل احساس آگاهی و محتوای آگاهی هر دو است. توجه الزاماً همان هشیاری نیست و ما نسبت به برخی از فرایندهایی که در جریان توجه در ذهن ما فعال اند آگاهی نداریم یعنی در سطح پیش هشیار آگاهی ما وجود دارند. پیش هشیار اطلاعاتی است که بدان آگاهی نداریم ولی در دسترس فرایندهای شناختی ما می‌باشد. فواید توجه هشیار شامل نظارت بر تعامل خود با محیط، حفظ ارتباط با محفوظات قبلی خود، کنترل و تدوین برنامه‌های آینده‌است. مطالعه اطلاعات پیش هشیار از طریق آماده سازی میسر می‌شود. آماده سازی زمانی اتفاق می‌افتد که بازشناسی محرک خاصی تحت تأثیر ارایه پیشین همان محرک یا محرک شبیه آن قرار می‌گیرد(استرنبرگ ، ۲۰۰۶). یکی دیگر از پدیده‌های مرتبط با هشیاری پدیده نوک زبانی است که زمانی اتفاق می‌افتد که آوردن اطلاعات پیش هشیار به آگاهی هشیار کاری دشوار باشد.

هشیاری نیاز به شبکهٔ پیچیده ایی از عناصر با اتصالات داخلی سلول‌های عصبی دارد. زیر لایهٔ جسمی، عقده تالاموس_قشری، که هشیاری را با محتوای دقیقش فراهم می‌کند در هفته ۲۴ ام تا ۲۸ام بارداری ایجاد می‌شود. بسیاری از عناصر مدار مورد نیاز برای هشیاری در سه ماهه سوم بارداری ایجاد می‌شود(کوچ ، ۲۰۰۹). ویژگی کیفی با احساسات خام معادل دانسته می‌شود و با تجربه رنگ قرمز هنگامی که یک گوجه قرمز را می‌بینید و یا با مزه شیرینی خاصی که هنگام چشیدن اناناس با آن مواجه می‌شوید توضیح داده می‌شود(لوک ،۱۶۸۸) نوع ویژگی کیفی مربوط به هشیاری به حالتهای حسی محدود نمی‌شود بلکه به عنوان یک جنبه حالتهای تجربی مانند تجربه ،افکار و تمایلات در نظر گرفته می‌شود(سویورت ،۱۹۹۸).

در نهایت فهم جامع هشیاری نیازمند تئوری‌های متنوع است،که هر کدام ممکن است تنوع مدل‌ها را به صورت مفید و بدون تناقض قبول کند که هر کدام به شیوه خودشان بازنمایی‌های فیزیکی، نورونی، شناختی، کارکردی و جنبه‌های سطح بالای هشیاری را هدف قرار می‌دهند. بعید به نظر می‌رسد که یک چشم انداز تئوریکی منفرد برای تبیین تمام جنبه‌های هشیاری کافی باشد. بنابراین به نظر می‌رسد که یک رویکرد ترکیبی و کثرت گرایانه بهترین راه برای پیشرفت آینده باشد.

ادراک یا فاهمه (به انگلیسی: Perception)‏ عبارت است از فرایند پیچیده آگاهی یافتن از اطلاعات حسی و فهم آن‌ها. همچنین، ادراک، فرایندی است که افراد، به وسیله آن، پنداشت‌ها و برداشتهایی را که از محیط خود دارند، تنظیم و تفسیر می کنند و بدین وسیله، به آنها، معنی می دهند. ولی، ادراک می تواند که با واقعیت عینی، بسیار متفاوت باشد. غالباً، افراد از امری واحد، برداشتهای متفاوتی دارند. می توان گفت که رفتار مردم، به نوع ادراک، پنداشت یا برداشت آنها (و نه واقعیت) بستگی دارد.

برای شکل دادن و گاهی، ارائه تعریف از ادراک، عوامل متعددی دست اندر کار هستند. این عوامل، می توانند که در:

شخص ادراک کننده
موضوع مورد ادراک
محتوای موقعیت مورد بحث
وجود داشته باشند.

برخی از ویژگی های شخصی، مانند نگرش، انگیزش، علاقه، تجربه گذشته و انتظارهای شخص، بر نوع پنداشت یا ادراک او اثر می گذارند.

احساس، را انتقال پیام عصبی به طرف کورتکس حسی، می نامیم. اما، ادراک، از ترکیب اطلاعات حسی با مکانیزم تفکر بوجود می آید. اگر اطلاعات حسی، بطور مستقیم، به عضلات و غدد منتقل شود، رفتار فرد، مبتنی بر حس خواهد بود که ادراک محسوب نمی‌شود. اما، اگر اطلاعات حسی، به مراکز عالی قشر مغز (کورتکس) انتقال یابد، ادراک بوجود می آید و رفتار فرد، تحت حاکمیت اطلاعات حسی و فرایندهای قشر خارجی مغز قرار می گیرد.

احساس و ادراک، از دیدگاه فیزیولوژیک، دو فرایند متفاوت هستند. یک تحرک حسی معین، می‌تواند که ادراک های کاملاً متفاوتی تولید کند و تحریک‌های حسی متفاوت، می‌توانند که به ادراک واحدی منجر شوند. کلیه اطلاعات فیزیولوژیک، نشان می‌دهد که یک تحرک معین همیشه فعالیت معینی در کورتکس حسی تولید می‌کند، اما واقعیت‌ها به طور آشکار، نشان می‌دهند که همان تحریک الزاماً ادراک معین به دنبال نمی‌آورد به عبارت دیگر یک تحریک معین می‌تواند ادراک‌های متفاوت ایجاد کند.

آگاهی از معنا و اهمیت محرکی حسی، به ویژه که توسط تجربیات، دانش، افکار و هیجانات فرد، تعدیل می شود.

فاهمه منظور از فاهمه یا ادراک از نظر کانت درک محسوسات است که از نظر او (کانت)زمان و مکان دو عنصر نامحدود فطری انسان در شکل گیری مقتضیات نقش مهمی دارند یعنی اگر بخواهم بیشتر شرح دهم کانت معتقد است که قوانین ترافرازنده روی طبقه ها(طبقه مفاهیم)ناب ارسطویی تاثیر میگذارند و بعد هم در شرایطی که این طبقه مفاهیم ناب به وجود میاورند قوه خیال انسان صحنه هایی را بازتولید میکند و بعد هم توسط فاهمه انسان به ادراک حسی میرسد که همه این سلسله تشکیل صور مجاز توسط اصول "خرد ناب " ایجاد میشود و در ادامه خرد ناب مورد نقد کانت قرار میگیرد و او با مدارکی ارائه میدهد بیان میدارد که خرد ناب دائماً در حال فریب دادن انسان میگردد.

نظریه ی اسناد (Attribution Theory) بر آن است تا تبیین کند که چگونه آدمی تلاش می ورزد تا موجبات بروز رفتارهای مشهود فردی را بر اساس عوامل درونی یا بیرونی برای خود و دیگران بازشناسد. کاربرد فرایند ادراکی در رفتار سازمانی نیز در این نظریه مشخص می شود و این نظریه عامل مهمی در ادراک رخدادهای اجتماعی و تعیین مسئولیت برای رفتار انسان ها به شمار می آید. این نظریه رفتار انسان ها را ترکیبی از نیروهای خارجی ( مانند بخت، شانس و محیط) و نیروهای درونی ( مانند توانایی، کوشش و دانش) می داند. عوامل واقعی رفتار به اندازه ی عوامل ادراک شده حائز اهمیت نیستند، آن چه آدمی هنگام مشاهده ی رفتار در ذهن می پروراند و نسبت داده رفتار به علل درونی یا بیرونی است که بسیار مهم است.

کامیابی فراخود (Self-fulfilling Prophecy) در کنار نظریه ی اسناد از کاربردهای مهم فرایند ادراکی در سازمان و رفتار سازمانی است. این پدیده برای اولین بار توسط رابرت مرتون برای توضیح علت برشکستگی بانک های خوش نام آمریکا در سال های رکود اقتصادی مطرح شد. در آن زمان، باور غلط مرد باعث شد تا صاحبان سپرده های بانکی تلاش کنند پس اندازهای خود را از بانک بگیرند. بعدها، استرلینگ لیوینگستون، پس از مشاهده ی نتیجه ی یک آزمایش، این پدیده را اثر پیگمالیون نامید. نتایجی که او مشاهده کرده بود، ناشی از یک علت مستقل نبود بلکه حاصل انتظاراتی بود که پژوهشگر ناخودآگاه به افراد القا کرده بود. با دانستن این که قرار است افراد به گونه ای خاص رفتار کنند، این پیش ذهن موجب شد آنان به گونه ای که انتظار می رفت رفتار کنند.
ساعت : 10:51 am | نویسنده : admin | مطلب بعدی

هشیاری | next page | next page